حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

496

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

در عهد مغول چنان كه ديديم چندان صدمه‌اى نديده و مثل ديگر بلاد ايران و ماوراء النّهر بباد غارت نرفته بود . جنگهاى اباقا اباقا مقارن ايّام فوت پدر دختر يكى از امپراطوران روم شرقى را به ازدواج آورد و تحت نفوذ او و مادر خود كه عيسويّه بود مسيحيان را بخويش نزديك ساخت و ايشان را براى جنگ با مسلمين شام و مصر كه در همان ايام با صليبيون عيسوى نيز بجنگ مشغول بودند وسيله قرار داد و بتوسّط آن جماعت چند بار با پاپ و سلاطين اروپا درصدد ريختن طرح اتحادى بر ضدّ مسلمين برآمد . در نتيجهء لشكركشيهاى آخر عهد هولاگو براى اباقا دو دشمن بزرگ وجود داشت كه هر دو سپاهيان پدرش را مغلوب كرده بودند يكى بركاى پسر جوجى پادشاه دشت قبچاق ديگر مسلمين مصر . اباقا در اوايل سال 664 برادر خود را بجنگ بركاى فرستاد و اگرچه او ابتدا فاتح بود ولى همين كه سپاهيان عمدهء بركاى بحدود درهء كورا و ارس رسيدند اباقا از قوّت دشمن وحشت كرد و برگشت و در همين اثنا بود كه اتفاقا بركاى مرد و لشكر او بدشت قبچاق مراجعت نمودند . بعد از دفع شرّ بركاى براق پادشاه اولوس جغتاى كه بر تركستان و ماوراء النّهر سلطنت داشت لشكر بجنگ اباقا كشيد و از 667 تا 668 در خراسان و آذربايجان بتاخت‌وتاز پرداخت اباقا به زحمت زياد او را در ذى الحجهء 668 در پنج فرسنگى هرات شكستى سخت داد و بار ديگر خراسان را مسخر نمود و براق ببخارا گريخت و در آنجا با اختيار لقب سلطان غياث الدّين اسلام آورد و بسيارى از سران مغولى اولوس جغتاى نيز از او تقليد كردند و اين طايفه اولين دسته‌اى بودند از مغول كه باسلام گرويدند . امّا در سمت مصر و شام مسلمين پس از فتح عين جالوت در سال 664 شام را از مغول پس گرفتند و بحدود ارمنستان صغير يعنى كيليكيا و حوالى آن‌كه در دست يكى از امراى ارمنى از دست‌نشاندگان اباقا بود رسيدند و اين امير از اباقا استعانت جست .